
استقبال خوبی از کنسرت شده بود و نزدیک به ۱۰۰۰ نفر در سالن حضور داشتند و اکثر بلیتها به فروش رفته بودند.
برنامه با تاخیر و پخش فیلم کوتاهی از زندگی و کارهای محسن نامجو شروع شد. سپس خود وی به صحنه آمد و دو ترانه نخستین خود «ترنج» و «آه که اینطور» را به روش پلیبک (لبخوانی) اجرا کرد.
پس از آن برنامه خود را به تنهایی ادامه داد. باور آن سخت بود که نامجو در حضور این همه تماشاگر بتواند به تنهایی و به صورت سلو برنامه اجرا کند.
ولی او از پس این مهم برآمد و بدون آنکه صحبتی کند با مهارت برنامه را پیش برد و همه را محو هنرنمایی خود کرد.

محسن نامجو در اولین شب کنسرت
تمام سازها و وسایل او در صحنه عبارت بودند از دو گیتار و دو سهتار. او کل برنامه را با این سازها بهطرز اعجابانگیزی ادامه داد.
تسلط او به سازهایش، بازی او با کلمات و شعرهایی که بسیاری از آنها سروده خود اوست و حنجرهایی که هیچ محدودیتی برای هیچ صدایی ندارد و از گوشهها و نغمههای موسیقی اصیل و نواهای محلی کردی و قشقایی گرفته تا گامهای بلوز و راک و حتی اصوات و صداهایی که در هیچ طبقهبندی جا ندارند، از کنسرت آن شب خاطره به یادماندنی برای همه ساخت.
بعد از اجرای کنسرت به سراغ چند نفر از مهمانها رفتم تا نظرشان را بپرسم: آقای جهانشاه جاوید، صاحب سایت ایرانیان دات کام، آرش سبحانی، خواننده و نوازنده گروه کیوسک، خانم هتر رستواک از علاقهمندان و محققان موسیقی، رقص و ادبیات ایران و دست آخر خانم لاله شاهپرکی، بنیانگذار سازمان «Beyond Persia».

محسن نامجو
آقای جاوید، نظرتان راجع به کنسرت چه بود؟
به نظر من کنسرت، خیلی استثنایی بود و همانگونه بود که از آقای نامجو انتظار داشتیم. بهخاطر تمام ابتکارات و ابداعاتی که در موسیقی آورده است، خیلیها قبل از کنسرت منتظر بودند که ببینند او چه چیزی ارائه خواهد داد.
نامجو خیلی کم سیدی بیرون داده است و اینجا هم کسی او را ندیده بود، به همین دلیل خیلیها نمیدانستند با چه چیزی روبهرو خواهند شد.
ولی واقعا آن چیزی که آقای نامجو به ما ارائه کرد، فوقالعاده و استثنایی و بینهایت زیبا بود. سادگی و شکستهنفسی خودش هم خیلی به فضا اضافه شده بود و بسیار دوستانه و شیرین بود.
یکی از کسانی که اینجا میبینیم، آقای آرش سبحانی، خواننده گروه کیوسک است. آرش جان نظرتان راجع به کنسرت چیست؟
خیلی عالی بود. به نظر من یکی از تجربههای بسیار بسیار خوب من در این چند ساله بود و توصیه میکنم هر کسی که میتواند، این تجربه را داشته باشد.
از لحاظ موسیقی، اجرا و حسی که محسن نامجو توانست به مخاطب منتقل کند، یک تجربهی غیر قابل مقایسه با کنسرتهایی که من دیدم، چه در کارهای ایرانی و چه در کارهای خارجی بود.
در کارهای ایرانی همه چیز داشت. از یک طرف در فضای سنتی آن طرف قضیه را نشانمان می داد و از طرف دیگر کارهای مدرنی هم که میکند درجه یک است. برای من خیلی تجربه خوبی بود.
به نظر تو با توجه به اینکه یک نفر بود و کسی هم همراهاش نبود، توانست کنسرت را کامل برگزار کند؟
فکر می کنم محسن نامجو از آن تیپ هنرمندانی است که وقتی تنها اجرا میکند، قدرتاش بیشتر است. به خاطر اینکه هم شاعر است و هم نبض جمعیت را میگیرد و نسبت به آن جواب میدهد. وقتی که سلو میزند، سلو دستش را بیشتر باز میگذارد.

محسن نامجو در شب اول کنسرت در آمریکا
خدمت خانم لاله شاپرکی بنیانگذار سازمان «Beyond Persia» هستیم.
در اینجا نهصد و خوردهای آدم بودند و آقای نامجو را خیلی خوب تحویل گرفتند.
اینطور که از برنامه معلوم است کنسرت در چند شهر دیگر هم ادامه پیدا خواهد کرد. اینطور نیست؟
۱۴ سپتامبر (۲۳ شهریور) در واشنگتن دیسی هستیم. بعد در سانتیاگو و لسآنجلس و شیکاگو کنسرت دارد. یک کنسرت کوچک هم در آخر در سانفرانسیسکو، چهارم اکتبر دارد.
فروش بلیط در آنجا چطور بوده است؟
تاکنون مردم خیلی تحویل گرفتند. البته ما را در سانفرانسیسکو بهتر میشناسند ولی فکر میکنم همهشان بیکم و کاست باشند.