کسب درآمد واقعی از اینترنت
کسب درآمد واقعی از اینترنت
پکیج رویایی کسب درآمد بدون یک ریال سرمایه اولیه

فقط کافیست یکبار امتحان کنید و نتیجه اعجاب انگیز این روش را نظاره گر باشید

» برای شروع کلیک کنید



الناز شاکردوست: نمی‌گذارم از من استفاده ابزاری کنند


خبرگزاری فارس: الناز شاکردوست با اشاره به دوری یک ساله ‌خود از سینما و حضور دوباره با فیلم سینمایی «رسوایی»، گفت: اگر تا آخر عمر هم کار نکنم، نمی‌گذارم به عنوان یک ابزار از من استفاده شود.
 
 «الناز شاکردوست» بازیگر جوانی است که در طول سال‌های فعالیتش در سینما خیلی زود جای خود را در میان بازیگران حرفه‌ای و مطرح باز کرد.

شاکردوست متولد ۱۳۶۳ است و با بازی در فیلم «گل یخی» به کارگردانی کیومرث پوراحمد وارد دنیای سینما شد و تا به حال در فیلم‌هایی چون مجردها، بی‌وفا، دو خواهر، از ما بهترون، چراغ قرمز و … ایفای نقش کرده است.

این بازیگر سینما یک سالی است که از سینما دوری گزیده است. دلایلی برای این دوری دارد که مهم‌ترین آن استفاده ابزاری سینما از زن است.

حالا پس از یک سال تصمیم گرفته به سینما برگردد، آن هم با بازی در فیلم مسعود ده‌نمکی که تمایلی به خواندن فیلمنامه او هم نداشته است.

او در این گفت‌وگو حرف‌های جالبی زده، از تغییر نگرشش نسبت به ده‌نمکی و اینکه فکر می‌کرده او انسان دگمی است تا اینکه حالا فکر می‌کند نقشی درونش متولد شده است.

مشروح گفت‌وگو با این بازیگر سینما در ادامه می‌آید:

الناز شاکردوست در نمایی از «رسوایی»

* در ابتدا در مورد نقش خود و چگونگی ورودتان به این پروژه و اولین همکاری با آقای ده‌‌نمکی برای ما بگویید؟

نقش من در «رسوایی» نقش دختری است که با وجود همه فقر‌ها، نداری‌ها و حسرت‌های زندگی‌اش، تن به گناه نمی‌دهد.

این دختر، دختری‌ است که همه حامی‌های زندگی‌اش را از دست داده، پدرش فوت کرده، مادری علیل دارد که حتی قدرت تکلم ندارد و یک برادر کوچک که مسئولیت زندگی و هزینه‌ تحصیل آن برعهده این دختر است.

از لحاظ اجتماعی هم حمایت نمی‌شود و جامعه از چنین آدم‌هایی حمایتی نمی‌کند و این دختر می‌خواهد روی پای خودش بایستد.

برعکس حواشی که ایجاد شد و عکس‌هایی که می‌بینند که این دختر با روسری قرمز و کفش پاشنه‌بلند قرمز است، دختر قصه ما ‌دختر بی‌اعتقاد و بی‌ایمانی نیست. دختری است که از دل خانواده‌ای آمده است که ریشه‌های کاملاً مذهبی دارد. دختری ایرانی با یک خانواده کاملاً ایرانی و مسلمان. این دختر آن‌قدر با خدای خودش رفیق است که با آن قهر کرده است، فکر می‌کند که خدا صدایش را نمی‌شنود.

دخترهای جامعه ما، دخترهای جنوب تهران، وقتی از کنار ماشین‌های چند صدمیلیونی گذر می‌کنند و نان شب ندارند، آن لحظه است که بغض کرده و فکر می‌کنند که خدا آن‌ها را نمی‌بیند و صدای آن‌ها را نمی‌شنود. این‌ها در فیلم آقای ده‌نمکی آمده و حرف این‌ها را به گوش همه و مسئولان رسانده است. شاید به همین دلیل است که از الان شروع به برخی هنوز مه فیلم آماده نشده، شروع به حاشیه‌سازی کردند.

با وجود فیلم‌های کافی‌شاپی قطعا با «رسوایی» مشکل پیدا می‌کنند

این‌قدر فیلم‌های کافی‌شاپی ساخته شده، فیلم‌های عشق و عاشقی که وقتی می‌آییم و یک معضل را بررسی می‌کنیم، آن وقت مسلم است که همه با یک چنین سوژه‌ای مشکل پیدا می‌کنند، چون این حقیقت جامعه ماست.

این دختر با خدای خودش قهر کرده است و آمدن روحانی در زندگی وی مثل یک فرشته‌ای می‌ماند که برای آشتی دادن وی با خدا وساطت و منجی‌گری می‌کند و این همان رسالت فیلم «رسوایی» است.

به آدم‌هایی که نقاب نمی‌زنند، احترام می‌گذارم

* فکر می‌کنید این نقش و قصه چه میزان برای مخاطب قابل باور باشد؟

- ۱۰۰ درصد تاثیرگذار است. شاید به خاطر همین است که آدمی مثل مسعود ده‌نمکی، آدمی با اعتقاد، آدمی که بر‌خلاف خیلی‌ها که ما همه‌مان با آن‌ها کار کردیم، آن‌ها که همه یک نقابی زدند به اسم دین و ایمان تا بتوانند کارشان را پیش ببرند و در واقع چیز دیگری هستند، این آدم‌ فردی است که هر اعتقادی داشته یا نداشته ایستادگی کرده و هیچ وقت شعار نداده است. خودش بوده است و من به آدم‌های این‌چنینی که نقاب ندارند، احترام می‌گذارم. هر چه بودند خودشان بودند.

و چنین آدمی، مثل آقای ده‌نمکی، سر کردن روسری قرمز،‌ پوشیدن کفش‌های قرمز و تیپ امروزی به اصطلاح نادرست این شخصیت را به همین دلیل می‌پذیرد.

اینکه شما می‌پرسید باورپذیر است یا خیر، بله همین‌طور است. در راستای اینکه بیننده واقعاً بتواند با این شخصیت همذات‌پنداری کند و آن دختر بگوید این هم که مثل من لباس می‌پوشد، این هم که مثل من آرایش می‌کند، این هم که یک دختر کاملاً قرتیه و اگر این دختر در انتهای قصه ایمان بیاورد، قبول می‌کند.‌

این دختر باور می‌کند که در یکی از دیالوگ‌ها‌ی فیلم می‌گوید «ما انگار زیر پونز نقشه دنیاییم، انگار که خدا هیچ وقت نه ما رو می‌بینه نه صدای ما رو می‌شنوه»، بنابراین بیننده می‌تواند کاملاً هم‌ذات‌پنداری کند و پا به پای شخصیت پیش برود. ما رسالت‌مان را انجام دادیم. قضیه، قضیه آشتی کردن جوان‌های ما با خدای‌شان است و من فکر می‌کنم کاملاً باورپذیر است چرا که این شخصیت کاملاً امروزی است.

* با توجه به حضور آقای عبدی در نقش روحانی و موضوع فیلم، با وجود اینکه هنوز فیلم تمام نشده است، یک سری حواشی برای فیلم به وجود آمده است، در حالی که هنوز کسی فیلم را ندیده است. به نظر شما این حواشی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

- من فکر می‌کنم بعضی‌ها تعریف درستی از واژه‌ نقد ندار
ند. صرفاً تیزی قلم‌شان را به سمت سوژه می‌گیرند و به خود بدون داشتن هیچ آگاهی، اجازه قضاوت کردن می‌دهند، این گناه است! این درست نیست. ما باید از فیلم این‌‌چینی حمایت کنیم. فیلمی که در شرایطی فوق‌العاده سخت ساخته می‌شود. در شرایطی که مخاطب با سینما قهر کرده و یک آدمی می‌آید و با ساختن فیلمی مخاطبان را با سینما آشتی می‌دهد، ما باید از آن حمایت کنیم. من منتقد، من مخاطب، چرا باید حاشیه‌سازی کنم؟ چرا باید اجازه قضاوت کردن را به خودم دهم.

هیچ‌کس باور نمی‌کرد با ده‌نمکی کار کنم

* این منتقدها،‌ عمدتا منتقدهای سینمایی‌ نیستند. یا نگاه سیاسی‌شان با آقای ده‌نمکی نمی‌خواند یا به نظرم به‌خاطر اینکه شما آمدید و با شخصی مثل آقای ده‌نمکی همکاری کردید، عصبی شدند و شروع کردند به حاشیه‌سازی…

- من بعد از یک سال دوری از سینما با آقای ده‌نمکی همکاری کردم؛ به خاطر اینکه من دختری‌ با یک سری ایدئولوژی‌ها در زندگی‌ هستم. وقتی خبر عقد قرارداد من با این پروژه آمد، من تئاتر شهر بودم، بچه‌ها و هم‌کلاسی‌های دانشگاهی‌ام هیچ کدام باور نمی‌کردند، فکر می‌کردند شایعه است. یعنی باور نمی‌کردند که من بیایم با آقای ده‌نمکی که پیش از این کاملاً مخالف عقاید من بود، همکاری کنم.

اول گفتم فیلمنامه ده‌نمکی را نمی‌خوانم

البته من پیش از این، این تفکر را داشتم. حتی وقتی من با ایشان همکاری کردم واقعاً در ذهن‌ها نمی‌گنجید‌. ‌اولین باری که یکی از دوستان بازیگرم، این فیلمنامه را به من پیشنهاد داد، گفتم من این فیلمنامه را نمی‌خوانم.

* بعد چه اتفاقی افتاد؟

در ابتدا نخواندم. شب موقع خواب، وسوسه شدم گفتم حالا بگذار به عنوان یک داستان بخوانم. چیزی را از دست نمی‌دهم. فیلمنامه را که خواندم واقعاً متحول شدم. دیدگاه‌های خودم اول همه زیر سؤال رفت. من به عنوان یک بازیگر همیشه آرزوی بازی در چنین نقشی را داشتم و با خودم گفتم مجوز چنین فیلمنامه‌ای را شاید صرفاً شخصی مثل مسعود ده‌نمکی بتواند بگیرد.

تصور می‌کردم ده‌نمکی آدم‌ دگمی است!

اولین جلسه‌ای هم که با ایشان گذاشتم، مخالفت‌های شخصی‌ام را با گفتم. من تصور می‌کردم که خیلی آدم‌ دگمی است! شاید هر آدمی به جز آقای ده‌نمکی بود، نمی‌پذیرفت و می‌گفت من می‌خواهم صرفاً یک فیلمی بسازم، تو نشد شخص دیگری. اما این آدم پای حضور من در این فیلم ایستاد، برایش مهم بود «الناز شاکردوست» به عنوان بازیگر نقش اولش بازی کند.

شاید هر کس دیگری بود صرفاً می‌خواست، فیلمی بسازد و فروشی کند، اما این آدم تحقیق کرده بود و برایش مهم بود. امروز که من دارم با شما مصاحبه می‌کنم فکر می‌کنم آقای ده‌نمکی واقعاً دلش آیینه خورشید است. این مرد، یک انسان به تمام معناست. آدمی است که سینما را می‌شناسد، نیامده که صرفاً یک فیلمی بسازد و دنبال شهرت و فروش این حرف‌ها نیست. این آدم آمده است که شاید رسالتی که قبلاً در جنگ و جبهه به آن عمل کرده را تمام کند. می‌خواهد برای نسل ما بجنگد.

در جامعه ما سیاست و دین آنقدر به هم نزدیک شده که مردم مقداری دین‌زده شده‌اند

به عنوان یک دختر از این نسل، من اعتقاد دارم که جنگ هنوز تمام نشده است، جنگ هنوز در نسل من هم جریان دارد و این آدم، آمده با ساختن این فیلم یک رسالتی را تمام کند. در جامعه ما سیاست و دین آنقدر به هم نزدیک شده که مردم یک مقدار دین‌زده شده‌اند. با خدا‌ی‌شان قهر کرده‌اند. این فیلم یک نوع آشتی بین مردم با خداست. اینکه خدا و اسلام قضیه‌اش، کاملاً جدا از سیاست و اجتماع و جامعه است.

بازی اکبر عبدی در نقش روحانی موجب می‌شود تماشاگر، روحانی را دوست داشته باشد

* در این فیلم، این مباحث را می‌بینیم؟

بله، ‌کاملاً می‌بینیم. ما در این فیلم می‌بینیم روحانی‌هایی هستند که از نوراند، از شیشه‌اند. واقعاً آدم‌هایی هستند از طرف خود خدا هستند و دنبال منافع شخصی‌شان نیستند. واقعاً آدم‌هایی این‌چنینی هنوز هستند. انتخاب اکبر عبدی برای روحانی فیلم، کاملاً زیرکانه و هوشمندانه بود، چرا که اکبر عبدی اسطوره بازیگری ایران است و آن‌قدر محبوب است که با بازی کردن در این نقش باعث می‌شود تماشاگر، روحانی فیلم را دوست داشته باشد؛ یعنی به شخصیت روحانی علاقه‌مند شود. شاید بسیاری از آقایان بودند که خیلی دوست داشتند در این فیلم نقش روحانی را بازی کنند نه نقش‌های دیگر را. اگر این نقش را بازی می‌کردند، فیلم به هدف اصلی‌اش نزدیک نمی‌شد

با برنامه می‌خواهند سینما را تعطیل کنند

* در مورد یک سال دوری از سینما حرف زدید. دلیل این مسئله چه بود؟

بعضی وقت‌ها کار نکردن به بازیگر کمک بیشتری می‌کند، تا اینکه در هر فیلمی کار کند. شرایط سینمای ما شرایط خوبی نیست. سینمای ایران، سینمای ورشکسته‌ای است. انگار این برنامه‌ برای آن در نظر گرفته شده و می‌خواهند که تعطیلش کنند. حتی خیلی از برنامه‌هایی که به اسم سینما، الان از تلویزیون پخش می‌شود،‌ نیامده‌اند که به سینما کمک کنند؛ آمده‌اند با بازگو کردن یک سری از مسائل، قداست سینما را از بین ببرد. من خیلی مخالفم. شاید دلیل گفت‌وگو نکردنم با این شبکه و این برنامه -که فوق‌العاده هم پرطرفدار شده- همین باشد، امیدوارم این اتفاق نیفتد.

«رسوایی» می‌تواند به پابرجا بودن سینما کمک کند

* این موضوع به مدیریت سینما برمی‌گردد یا سینم

برچسب ها:

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>